محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

362

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ثم قال عليه السلام : رحم اللّه رجلا رأى حقّا فأعان عليه أو رأى جورا فردّه و كان عونا بالحقّ على صاحبه . ( 2 ) » ترجمه به اندك چيزى خشمناك شديد و خوبىهاى فراوان را از ياد برديد ممكن است به من خبر دهيد كه كدام حقّى را از شما باز داشته‌ام يا كدام سهم را براى خود برداشته‌ام و بر شما ستم كردم و كدام شكايت حقّى پيش من آورده شده كه ضعف نشان دادم و كدام فرمان الهى را آگاه نبوده و راه آن را به اشتباه پيموده‌ام به خدا سوگند ، من به خلافت رغبتى نداشته ، و به ولايت بر شما علاقه‌اى نشان نمىدادم ، و اين شما بوديد كه مرا به آن دعوت كرديد ، و آن را بر من تحميل كرديد . روزى كه خلافت به من رسيد در قرآن نظر افكندم ، هر دستورى كه داده ، و هر فرمانى كه فرموده پيروى كردم ، به راه‌ورسم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اقتدا كردم . پس هيچ نيازى به حكم و رأى شما و ديگران ندارم ، هنوز چيزى پيش نيامده كه حكم آن را ندانم ، و نياز به مشورت شما و ديگر برادران مسلمان داشته باشم ، اگر چنين بود از شما و ديگران روىگردان نبودم و امّا اعتراض شما كه چرا با همه به تساوى رفتار كردم : اين روشى نبود كه به رأى خود ، و يا با خواسته دل خود انجام داده باشم ، بلكه من و شما اين‌گونه رفتار را از دستور العمل‌هاى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله آموختيم ، كه چه حكمى آورد و چگونه آن را اجرا فرمود پس در تقسيمى كه خدا به آن فرمان داد به شما نيازى نداشتم . سوگند به خدا ، نه شما ، و نه ديگران را بر من حقّى نيست كه زبان به اعتراض گشايند . خداوند قلب‌هاى شما و ما را به سوى حق هدايت فرمايد و شكيبايى و استقامت را به ما و شما الهام كند ( سپس فرمود : ) خدا